دربارهی اوقات فراغت
كه رايگان از دستش میدهيم
در تازهترين شماره از دو هفتهنامهی رشد معلم (نيمهی اول خرداد 1387- پیدرپی226)، نظر برخی از دوستان و همكاران دربارهی اوقات فراغت خواسته شده است. اين يادداشت را در اجابت لطف همكاران خودم در رشد معلم نوشتهام كه اكنون پس از انتشار نشريه، آن را در معرض داوری شما عزيزان نيز قرار میدهم. خوشحال میشوم از ديدگاه شما نيز در اين موضوع آگاهی پيدا كنم.
اجازه بدهيد پيش از پاسخ به پرسش شما، سؤالی بپرسم. آيا مدرسه و كتابهای درسی ما به همهی نيازهای يك شهروند، كه مسير رشد را میپيمايد، پاسخ كافی و شايسته میدهد؟
گمان میكنم جواب همهی ما به اين پرسش روشن است. دانشآموزی كه از مقطع متوسطه فارغالتحصيل میشود، میبايد بتواند به عنوان يك شهروند بالغ مسئوليتهای خود را بپذيرد و دست كم گليم خود را از آب بيرون بكشد. اين دانشآموز به هر دليلی ممكن است به دانشگاه نرودو چه بسا يكراست برود دنبال كار و زندگی. در اين صورت چرا نبايد از فرصتهای چشمگيری كه هر سال در اختيار ماست، و چيزی نزديك به يك سوم سال میشود، در تربيت يك شهروند مسئول و آگاه و مستقل استفاده برد؟
من به واقع نمیدانم چرا آموزش و پرورش ما اين زمان بزرگ را به اين آسانی از دست میدهد. شايد لازم نباشد در طول تعطيلات با تمام ظرفيت كار كند، اما قطعاً میتواند برای غنی كردن اين وقت گرانقيمت، كارهای مهمی را شكل دهد. انجام بخشی از كارهای مفيد و لازم ممكن است نياز به هماهنگیهای كلان با سازمانها و نهادهای ديگر داشته باشد كه البته شدنی است؛ اما برخی از كارها با هماهنگیهای كوچك و در حد و اندازههای شهر يا استان هم قابل اجراست كه يك معلم علاقهمند و دلسوز حتی میتواند بانی آن شود. برای انجام برخی، حتی نياز به هماهنگی هم نيست و كافی است معلمی، با راهنمايیهای مناسبی كه به شاگردی میكند، احياناً از نگرانیها و دلهرههای سه، چهارماههی خانوادهها به ميزان قابل توجهی بكاهد و به رشد شاگردانش كه نتيجهی زحمتهای انصافاً طاقت فرسا و شبانهروزی خودش هم است، ياری برساند و آنها را در گرداب بیبرنامگی تابستان رها نكند.
به احتمال فراوان هيچ يك از مسئولان نهادهای شهری و كشوری، خوانندهی اين مطلب نيستند. از اين رو بعد از آن مقدمهی ناگزير، لاجرم پيشنهادهايم را با همكاران خودم در ميان میگذارم. میدانم اين پيشنهادها چه بسا در بدو امر آرمانی به نظر خواهد آمد، اما شنيدهام و ديدهام كه برخی از همكارانم، از اين دست كارها، فراوان كردهاند.
فرصتی مغتنم برای آموزشهای داوطلبانه
تابستان بهترين فرصت برای آموزشهای غير رسمی و داوطلبانه است. میتوان بچهها را بر حسب علاقههايی كه دارند به سمت فعاليتهای جاری در شهر هدايت كرد. ممكن است شهرداری نشستهايی را برای آشنايی شهروندان با مسايل محيط زيست يا حتی آموزش گلكاری يا مراقبت از درختان و جانوران يا حيوانات شهر برگزار كند. بديهی است میتوان برخی از بچهها را به اين نشستها دعوت كرد.
در طول سال سازمانها و نهادهای زيادی برای جذب و آموزش بچهها به مدرسهها رومیآورند. میتوان پيشنهاد داد كه اين سازمانها برنامههايشان را به تابستان موكول كنند. بچهها میتوانند بر حسب علاقه، به جمعيت هلال احمر، آتشنشانی، بسيج يا پليس معرفی شوند. ممكن است مدرسه بتواند با خانهی بهداشت محله يك برنامهی مشترك برای آموزشهای بهداشتی بچهها بگذارد. يا ممكن است بتوان از امكانات تربيت بدنی شهر استفادهی بيشتری برد.
شايد بتوان با ادارات فرهنگ و ارشاد، شهرداریها، مساجد، كتابخانهها، حوزههای هنری و ديگر مراكز، كلاسهای مشتركی را برای آموزش مهارتهای زندگی، تقويت خلاقيت و مهارت تفكر، تقويت مهارتهای نوشتن، آموزش قرائت و فهم قرآن، آموزش اخلاق و احكام، استفاده از رايانه و نرمافزار، كلاسهای خياطی، فعاليتهای هنری، حقوق و تكاليف شهروندی، مديريت زمان و حتی نشستهای كتابخوانی جمعی در خود مدارس يا اين مراكز برگزار كرد.
تابستان بهترين فرصت برای خواندن كتاب است. يك معلم علاقهمند میتواند با دادن سير مطالعاتی به بچهها رغبت آنها را به مطالعه افزايش دهد. میتواند نشانی كتابخانه يا كتابخانهها يا حتی كتابفروشیهای معتبر شهر را به آنها بدهد تا در صورت تمايل از آنها كتاب بگيرند.
حتی میتوان بازیهای مناسبی را به بچهها آموزش داد كه در تنهايی يا به شكل گروهی به آن مشغول شوند.
به علاوه، تابستان فرصت خوبی برای جبران مشكلات درسی بچهها هم هست. اگر مشكلی در آموزشهای رسمی وجود دارد و دانش آموز، آن را تا انتهای سال تحصيلی همچنان بر دوش كشيده و با خود آورده است، زمان مناسبی است تا بر زمينش نهد و با آمادگی بيشتری پا به پايهی بالاتر بگذارد.








