یادداشت خداحافظی
به بهانهی درگذشت شاعر، مترجم و انديشمند فرزانه طاهره صفارزاده

انا لله و انا الیه راجعون
یك ماه دیگر، روز بیستوهفتم این ماه كه میرسید، طاهره صفارزاده، هفتاد و سومین سال زندگی پربار خود را آغاز میكرد. امّا اجل او بیتابانه در انتظار فرارسیدن صبح روز چهارم آبان و روز شهادت امام جعفر صادق علیهالسلام بود تا به وظیفهی جبلی خود عمل كند و طومار یك زندگی زیبا را بربندد. زندگییی پر بار كه شاید برای بسیاری ـ دست كم برای من ـ حسادتآمیز و غبطه انگیز است.
آخرین دیدار، آخرین خاطره
روز عید فطر بود كه به عیادتش رفته بودیم؛ به اتفاق عباس نادری، همشهریاش. بیش از ده سال بود كه این دیدارهای گاهبهگاه اتفاق میافتاد؛ اغلب هم به همین ترتیب و به اتفاق عباس نادری و گاه به اتفاق اهل و عیال. همیشه روی مبلی مینشست كه رویش را با پارچهی سفیدی پوشانده بودند و این بار روی تختخوابی دراز كشیده بود كه با پارچهی سفیدی پوشیده بود.
علیرغم سنش و علیرغم مزاحمتهای طولانی ما كه گاه به چندین و چند ساعت میرسید، هیچگاه اینطوری ندیده بودیمش. هیچگاه نشده بود كه جلوی ما دراز بكشد. ما را كه دید، رویش را از سمت دیوار برگرداند. برادرش گفته بود كه نباید زیاد حرف بزنیم و تلویحاً یعنی نباید زیاد بمانیم. اما مانند همیشه طول كشید. همهی سعیمان را كردیم كه حالش را رعایت كنیم؛ اما راستش اینبار خود او بود كه سخن میگفت. فشاری كه به مغزش وارد آمده بود، باعث شده بود گاه در حرف زدن تعلّل كند و فاصله بیفتد. چند بار خواستیم از این فرصتها برای خاتمهی گفتوگو استفاده كنیم؛ امّا اجازه نداد و سخنش را پیگرفت و حالا قلباً خوشحالم كه آخرین سخنانش بریده نماند.
حادثهای را كه برایش رخ داده بود و او را روی تخت سرد بیمارستان كشانده بود، برای ما تعریف كرد. نقل ماجرا او را به یاد بیماریهای قبلیاش انداخت. در لابهلای صحبتها حرف از خوابی شد كه سالها پیش دیده بود؛ زمانی كه برای معالجهی بیماری خود به آلمان مسیحی رفته بود. او مجلسی را دیده بود و در بین جمع حاضر در آن مجلس، شخصی را به او نشان داده و گفته بودند كه حضرت مسیحع است. حضرت علی علیهالسلام را نیز گویا خود شناخته بود. حضرت مسیح در چهرهی او نگریسته و لبخند زده و به اطرافیان فرموده بود كه این میهمان تازه رسیده از ماست و حضرت امیر علیهالسلام در حالی كه لبخند میزدند، فرموده بودند كه نه، این میهمان از ماست!
با آنكه بارها و بارها به دیدنش رفته بودیم، تاكنون چیزی از این خواب را برای ما تعریف نكرده بود و من وقتی شنیدم، با آنكه دوست داشتم زندگی با بركت او همچنان دوام داشته باشد، كمی نگران شدم. به هر حال این رنگ و بوی معنوی در زندگی او فقط در خوابهایش نبود؛ در عالم واقع هم چنین بود.
حیات معنوی او
او حتی در زمانهای كه زندگی معنوی و اعتقادات به عالم معنا، خصوصاً در محیط آلوده و به معنی واقعی محدود و بستهی آنروزگار دانشگاهها، موجب تمسخر و خندهی دیگران بود، معنوی میزیست. زندگی به دور از هیاهو و جنجال او و در عین حال مبارزهی او در مسیر آزادی نمودی از این زندگی معنوی است.
بزرگترین گواه در این باره، شعرهای معنوی و مذهبی اوست. نگاه مذهبی او در شعرهایش موجب شده بود تا در زمرهی نخستین شاعران مذهبی ـ انقلابی كه سخت كمیاب بود، قرار گیرد؛ گروهی كه البته بیش از یك عضو دیگر نداشت و آن علی موسوی گرمارودی بود.
او حتی در تشكل شاعران مذهبی پس از انقلاب نیز نقش و تلاش قابل توجهی داشت. كانونی كه او بنیان گذاشته بود پس از مدتی كوتاه، پوستین حوزهی هنری را بر تن كرد و در آن مسیر به حركت خود ادامه داد. این گذشته از تأثیر مستقیم غیر قابل انكاری است كه شعرهایش در نسل اول انقلاب بهجا گذاشته است و ثمرهی آن چهرههایی چون قیصر امینپور و حسن حسینی و سلمان هراتی بودهاند. (خداوند هر سه را غریق رحمت خود گرداند.)
آشنایی عمیق با آموزههای قرآن كریم و قرائت دائمی این كتاب شریف و تفسیرهای آن از دلمشغولیهای سالیان او حتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بود كه سرانجام چند سال قبل به ترجمهی گرانسنگ قرآن حكیم (به زبان انگلیسی و فارسی) منجر شد كه انشاءالله سالیان سال از باقیات صالحات پر ارزش او خواهد بود.
او در تمام سالهایی كه در سمت مسئولیت كمیتهی طرح و برنامهریزی زبانهای خارجی ستاد انقلاب فرهنگی فعال بود و كوششهای شبانهروزی طاقتفرسایی را برای آموزش درست زبان خارجی در دانشگاهها صرف میكرد، و میشود گفت ده سال همهی وقت و زندگیاش را وقف آن كرده بود، در ازای خدمتش، هیچگاه ریالی برای شخص خود نخواست و اگر حقوقی برای او بریده شد، همه یكراست به حساب كودكان یتیم مؤسسات خیریه واریز شد. گفتهاند او حتی یك بار از ناهاری كه در ادارات دولتی سرو میشد، نخورده بود.
فعالیتهای علمی و چشمگير او در اين سالها باعث شد كه دو سال پيش، از سوی سازمان نويسندگان آسيا و آفريقا، به عنوان شاعر مبارز و زن نخبهی جهان اسلام در سال ۲۰۰۵ برگزیده شود.
فعالیتهای او
بخش اول) فعالیتهای او دو بخش نسبتاً متفاوت دارد. یك بخش از آن شامل دریافتهای شاعرانه و ادبی اوست. دفترهای شعر او یا گزیدهی اشعارش به ترتیب چاپ از این قرارند:
رهگذر مهتاب
طنین در دلتا (به همراه دفتر دوم)
چتر سرخ (شعرهای انگلیسی)
سد و بازوان
حركت و دیروز
سفر پنجم
بیعت با بیداری
مردان منحنی
دیدار صبح
روشنگران راه
اندیشه در هدایت شعر
هفت سفر
طنين بيداری
بخش دوم) بخشی دیگر از فعالیتهای او نیز به ترجمه و حوزهی زبان انگلیسی مربوط میشد كه رشتهی تحصیلیاش بود.
ترجمهی قرآن حكیم به زبان انگلیسی (و به تازگی به فارسی نیز)
ترجمهی نهجالبلاغه به زبان انگلیسی )ـ گزيده
ترجمهی مفاهیم بنیادی قرآن مجید
اصول و مبانی ترجمه
ترجمههای نامفهوم
مفاهیم قرآنی در حدیث
ترجمهی برخی از دعاهای مشهور به فارسی (كمیل، ندبه، عرفه، جوشن كبیر)
برای اطلاعات بيشتر به وبگاه خانم دكتر طاهره صفارزاده مراجعه كنيد.